خدايا تو را سپاس
سلام پسر گلم
ايلياي من ماماني دلش ميخواد بياد اينجا و از هر لحظه با تو بودن از كاراي بامزه اي كه ميكني بنويسه
ولي مگه شما امان ميدي...فقط و فقط دوست داري ماماني بغلت كنه و بچرخونتت و ببرتت دَدَ..
جمعه گذشته با بابا مهدي رفتي آب بازي البته با من قبلا رفته بودي منم اومدم تماشا نمي دوني چه
كاراي بامزه اي ميكني آدم دلش ميخواد هر لحظه زندگي تو رو فيلم بگيره ،عكس بگيره.
چند روزي بود كه تلاش ميكردي براي بُل رفتن رو دستت بلند ميشي و تمام بدت رو بلند ميكني به حالت
شنا روي نوك پا و يه كم عقب ميري ولي جمعه يه كار بامزه و جديد كرد.شما عاشق آهنگ اعلام برنامه
شبكه من و تو هستي بابايي گذاشتت جلوي تلوزيون و وقتي آهنگ شروع شما يه گام بلند به صورت
سينه خير رفتي به سمت جلو و من و بابايي كلي ذوق كرديم...دورت بگرده مادر
شما اين روزها راحت و بدون كمك ميشي ...خيلي راحت به جلو خم ميشي و اسباب بازي هات رو
برميداريدعزيزكم و به راحتي به چپ و راست ميچرخي.
جديدا خنديدنت متفاوت شده نفست رو به سمت تو ميكشي و ذوق ميكني الهي قربون اون ذوق كردنا و
نفسهات برم كه نفسم به نفست بنده
شما الان كلمه بابا، مامان، دَدَ به صورت رگباري ميگي.. يه بار هم گفتي به به و دو سه روزه ميگي نه
نهو نانا ..حالا منظورت چيه؟..خدا ميدونه
راستي گفتم خدا..عاشقتم خدا جون اگر هر لحظه زندگيم شكرگذارت باشم بازم كمه...
عزيز هميشه و هنوزم دوستت دارم


خدايا تو را سپاس
